الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
429
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
1097 - اعرابى از شاعرى كه گمان مىرود « ابن نباته » باشد : هويت اعرابية ريقها * عذب ولى منها عذاب مذاب راسي بها شيبان و الطرف من * نبهان و العذل فيها كلاب * * * عاشق اعرابيهاى شدهام كه كامى شيرين دارد و سهم من از آن عذابى تلخ بيش نيست . سر من از غصّه او پير شده است ( شيبان ، نام قبيله اوست كه به معنى پيرى نيز مىآيد ) و چشمانم هميشه بيدار است ( نبهان ، نام قبيلهاى ديگر است كه با شيبان همقسم است ) و سرزنشگران و حسودان من سگان هستند . ( كلاب دشمن آن دو قبيله است . ) 1098 - در وصف قهوه أنا المعشوقة السمرا * و أجلى في الفناجين و عود الهند لي عطر * و ذكري شاع في الصين ( ماميه روميه ) * * * من آن معشوقهء سياه هستم و در فنجانها هميشه رخ مىنمايم . عطر من عود هندى مىباشد و آوازه من در چين مشهور است . 1099 - دعاگوى قلبي إلى ما ضرني داعي * يكثر اعلالي و اوجاعي كيف احتراسي من عدوي إذا * كان عدوي بين اضلاعي ( عبّاس بن احنف ) * * * هميشه جان من ، براى كسى كه به من ضرر مىرساند ، دعا مىكند درحالىكه مريضىهاى مرا زياد مىنمايد ؛ چه چاره از اين دشمن دارم كه در ميان قفسهء سينهام قرار دارد . 1100 - درد عشق أيذهب عمري هكذا لم أنل به * مجالس يشفي قرح قلبي من الوجد